ایجاد حکومت جهانی عدل از ابتدای پیدایش بشر در دستور کار انبیا و اولیای الهی بوده است. ولی هیچگاه چنین امری امکانپذیر نشده که نبود آمادگی لازم در بشر به عنوان مهمترین مانع ایجاد این حکومت باعث میشده که انسانهای غیر الهی با دستوراتی زمینی حاکم بر جان و ماللشان باشند. حال که میدانیم ایجاد چنین جامعه ای نیازمند حاکم بودن انسان کامل با فرامینی از آسمان میباشد .هر چند در برهه هایی از تاریخ اولیا زمام حکومتهایی را بر عهده داشته اند ، اما موانع مختلفی مانع تحقق این امر میشده است. آرزوی تحقق آن جامعه سبز همواره موتور محرکه این جبهه بوده ، تا اینکه حادثه کربلا و شهادت ابا عبدالله الحسین علیه السلام دومین موتور محرکه این جبهه را فراهم میسازد.

زمانی شرائط ایجاد حکومت جهانی عدل که سعادت واقعی مادی و معنوی را برای انسان به ارمغان می آورد فراهم میشود که  بشر دریابد ، هیچ  قدرت و مکتب دست ساز  زمینی نمی تواند این مهم را محقق سازد.طبق برآوردهایی که انجام گرفته انسان طی هیچ دوره ای مانند حال حاضر ، دغدغه فردا و آینده اش را نداشته است .انسان امروز که در قلمرو پست مدرنیزم زندگی می کند ، نه جایگاهی در آسمان و نه پایگاهی در زمین دارد . این حالت برزخی وقتی در کنار بحران گسترده اخلاقی انسان معاصر در کشورهای مختلف قرار میگیرد ، نوعی آینده نگری سبز و تلاش جهت زیستن در فضای سالم را به یکی از مهمترین دغدغه های انسان معاصر تبدیل میکند.حال چند پرسش پیش می آید.

ویژگی حکومت جهانی عدل چیست ؟

شرائط لازم جهت تشکیل چنین حکومتی چه میباشد؟

آمادگی لازم در جبه ی حق ایجاد شده است ؟

آیا ما در عصر ظهور هستیم ؟

آیا پیامبران  و ائمه نشانه هایی در مورد آخرالزمان به ما داده اند؟

اصولا چرا پیشگویی هایی در این خصوص صورت گرفته است؟

شخصیتها و حوادث موعود نمایان شده اند؟

وظیفه ی ما در قبال شناخت و هدایت پذیری از این شخصیتها چیست؟

ما در پی آنیم که درج مطالبی در این وبلاگ در حد توانمان به پرسشهای بالا پاسخ دهیم.